|
::شروعی نو::
|

![]()
![]()
چهره خسته و خموده زمستان
در پس آسمان آبی ، که بوی بهار را از خود می تراود
کمرنگ و کمرنگ تر می شود . . .
و بهار . . .
با ندای دل انگیز
یا مقلب القلوب از راه می رسد
(( عزیزان : نوروز بر شما مبارک باشد ))![]()
![]()
![]()

قصه اينجوري شروع شد.. من وچشمات و ترانه
تو رو خواستن تا هميشه..... گريه و اشک شبانه
تو مي دوني تا هميشه..... من به ياد تو مي مونم
هرچي که ترانه دارم ..واسه ي چشات مي خونم
واسه داشتن دستات.... لحظه هام پر از بهونه اس
ديدن صورت ماهت....... ...يه خيال عاشقانه اس
بي تو من هيچي ندارم.. پيش چشمات کم مي يارم
اگه تو بخواي مي ميرم جون به دستات مي سپارم
لحظه ها مو با حضورت ..عاشق وترانه خون کن
با نگاه پاک و معصوم........ دل سردمونشون کن
تو مثه اب و نفس باش.... واسه اين عاشق مجنون
رو تن اين خاک تشنه........ تو ببار هميشه بارون
باز كن پنجره را و به مهتاب بگو
صفحه ي ذهن كبوتر آبيست
خواب گل مهتابيست
اي نهايت در تو ابديت در تو
اي هميشه با من تاهميشه بودن
باز كن چشمت را تا كه گل باز شود
قصه ي زندگي آغاز شود
تا كه از پنجره چشمانت عشق آغاز شود
تا دلم باز شود تا دلم باز شود
دلم اينجا تنگ است
دلم اينجا سرد است
فصل ها بي معني آسمان بي رنگ است
سرد سرد است اينجا باز كن نجره را
باز كن چشمت را گرم كن جان مرا
اي هميشه آبي اي هميشه دريا
اي تمام خورشيد اي هميشه گرما
سرد سرد است اينجا باز كن پنجره را
اي هميشه روشن باز كن چشم من